<-BlogTitle->

دعوت به همکاری

  • دسته بندی:

سلام به همه دوستان

دوستان یه فروشگاه اینترنتی شارژ ایرانسل و همراه اول و تالیا راه انداختم. باعث خوشحالیه اگه در معرفی این سایت به دوستان منو همیاری کنین. آدرس سایت:

www.sharging.ir

پشتیبانی و تامین امنیت سایت با شرکت رایانمهر هستش. راهنمای خرید تو سایت بطور کامل هستش.

از مدیریت وبلاگ درخواست میکنم که سایت رو در لینک های وبلاگ بذارن.

ممنون

  • نوشته : اکبر مومنی
  • تاریخ: یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • تقدیم به همه 83 ای های عزیز

    سلام به همه

    این شعرو با الهام از شعر مجتبی قاعدی عزیز واسه خداحافظی با دوستام اواخر اردیبهشت 87 گفتم که تقدیمش می کنم به همه تون که هنوزم خاطرتونو می خوامنیشخند

     

    این گونه رفتنم به خدا باورم نبود

    ناگه گسستنم به خدا باورم نبود

     

    آسوده از تعلق خاطر به خاطرات

    در خود شکستنم به خدا باورم نبود

     

    پیش تو بودم و به نگاهی ندیدمت

    این چشم بستنم به خدا باورم نبود

     

    اینک طلسم قصه ی من، خاطرات توست

    با غم نشستنم به خدا باورم نبود

     

    روزی که دست های تو دست مرا گرفت

    امروز رستنم به خدا باورم نبود

     

    در لحظه ی وداع تو دستان و چشم ها

    با اشک شستنم به خدا باورم نبود

     

    یاد تو تا ابد به من اثبات می کند

    این گونه رفتنم به خدا باورم نبود

  • نوشته : محسن مجیدی
  • تاریخ: چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • یادش بخیر سیم بی خار!

    بعد از مدتها چشمم به هفته نامه قلم افتاد. قلم 5. مدیر مسئول: آیدین مسعودی پور. چه روزای قشنگی بود بعضی از روزای کوت! مطلبی که واسه سیم بی خارش نوشته بودم بر می گشت به اتفاقاتی که واسه بچه های 84 سر کلاس دکتر هاشمی افتاده بود که انصافا منم دل خوشی از ایشون نداشتم! اعتراف می کنم پیشینه ذهنیم رو قلمم تاثیرگذار بوده! واسه اینکه شما هم یاد اون روزا بیفتین این مطلبو رو وبلاگ میذارم.

    طنز سیم بی خار در ادامه مطلب

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : محسن مجیدی
  • تاریخ: چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • سلام به بر و بچز 83!

    • دسته بندی:

     

    فقط اومدم بگم سلام!

    کماکان مخلصیم و هر از چندی یه سری به این وبلاگ میزنم....

    ارادت...

    مهدی

  • نوشته : مهدی نامور
  • تاریخ: یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • استـــــــــــــــــــخ دام

    • دسته بندی:

    سلامٌ علی کل نفتی من اوله الی آخره....

    آقایان و خانم ها سلام

    یه خبر خوب واسه الافا از جمله خودم، حاضران به غایبان بگن...

    شرکت نفت و گاز پارس یا همون POGC استخدام می کنه اونم از بچه های گروه B

    خلاصه وظیفه ما بود بگیم... 4 روز دیگه شاکی نشید که ما نفهمیدیم و اینا

    یا حق

  • نوشته : یه نفتی ورودی 83
  • تاریخ: چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • زن

    • دسته بندی:

     زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

    من گرفتم تو نگیر
    چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
    من گرفتم تو نگیر
    بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
    یاد آن روز بخیر
    زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
    من گرفتم تو نگیر
    یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
    تک و تنها بودم
    زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
    من گرفتم تو نگیر
    بودم آن روز من از طایفه دّرد کشان
    بودم از جمع خوشان
    خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
    من گرفتم تو نگیر
    ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
    بستر راحت و نرم
    زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
    من گرفتم تو نگیر
    بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
    مستحق لگدم
    چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
    من گرفتم تو نگیر
    من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
    خر همسر شده ام
    می دهد یونجه به من جای پنیر
    من گرفتم تو نگیر

  • نوشته : امین نوری
  • تاریخ: سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • چند پیشنهاد ...

    سلام خدمت همه دوستان

    باتوجه به تغییر شرایط که نتیجه آن را می توان در تعداد بازدید ها از وبلاگ دید، چند پیشنهاد راجع به تغییر کاربری وبلاگ داشتم که با نظر شما یکی رو انتخاب میکنیم:

    1-وبلاگ همسریابی!

    با توجه به اینکه تعدادی از دوستان مشغول بکار شدن وهنوز مجرد هستن، درجهت بدبخت کردن دوستان و در راستای سیاست های ازدواج آسان، وبلاگ را به وبلاگ همسریابی تغییر کاربری بدهیم. ضمناً چون همه دوستان (خانم ها و آقایون) مهندس نفت هستند، مشتری های غیرنفتی وبلاگ هم زیاد میشه!

    2-وبلاگ کاریابی (کار پاره وقت)

    با توجه به اینکه عده ای از دوستان هنوز دانشجو هستند و یا بصورت اقماری مشغول بکار بوده و یا امریه آنها اقماری می باشد، یافتن کار پاره وقت برای این دوستان ضروری می نماید. چون دیگه بعضی از دوستان رو (منظورم یاسر نیستا) نبرن و گولشون بزنن!

    3-وبلاگ خرید خودرو

    همونطور که میدونیم بعضی از دوستان مشغول بکار که سراغ ازدواج نمیرن و عشق ماشینن، بعداز گرفتن اولین وام قصد خرید ماشین میکنن، پس داشتن اطلاعات فنی و ریالی از ماشین کمک خیلی بزرگیه. آخه ظاهرا به یکی از دوستان پراید 141 بجای 206 صندوقدار قالب کردن!

    نظرشما راجع به تغییر کاربری چیه؟!

  • نوشته : ایمان ظهوری
  • تاریخ: سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • چرا 13 بدر از خونه هامون بیرون میریم؟

    • دسته بندی:

    سلام

    همه ی ما می دانیم که در فرهنگ ما روز ۱۳ فروردین روز خروج از منزل است برای گریز از نحسی عدد ۱۳ . اما بسیاری نمی دانیم که اصولا این نحسی از کجا آغاز شده است . اصلا عدد نحس و عدد خوب آیا در فرهنگ ما بوده یا خیر ؟ مردم ایران از آن زمان که کتب تاریخی نگاشته شده اند و به عبارت بهتر از آن زمان که تاریخ به خاطر می آورد زرتشتی بوده اند . در فرهنگ زرتشتی به دلیل آنکه همه چیز از یزدان است و یزدان هم فقط سرچشمه نیکی ها و پاکی هاست اصولا بد و نحس و بدیمن و بدشگون وجود خارجی ندارد . در سالهای  پس از ظهور هخامنشیان با ورود فرهنگهای دیگر نحسها و بدشگونها و اهریمن و غیره آهسته آهسته وارد فرهنگ ایران زمین شدند .

    در این مورد بخصوص ( نحسی روز ۱۳ بدر ) پای یک شاه بی کفایت و خودخواهی اهالی یک دین دیگر در بین بود .

    خشایارشا فرزند بزرگتر و جانشین داریوش بزرگ را می توان فرزندی ناخلف دانست . چرا که تقریبا هیچ یک از ویژگیهای پدرش را نداشت . ویژگیهایی که باعث شده بودند داریوش بزرگترین پادشاه تمامی تاریخ مشرق زمین قلمداد شود .

    پس از لشکرکشی به یونان و آتش زدن ارگ آتن , خشایارشا احساس کرد که وظیفه ی خود را به انجام رسانده و از آن پس زندگی اش را به خوش گذرانی و تفریح گذراند .

    در یکی از جشنها که خشایارشا مست و لایعقل شده بود ناگهان به سرش زد که زیبایی بی حد و حصر همسرش را به رخ درباریان بکشد . به وشتی همسر زیبا روی و زیبا پیکرش دستور داده که برهنه از برابر درباریان بگذرد . وشتی از انجام خواسته ی شاه سرباززد . از رفتار وشتی می توان حدس زد که زنی با اصل و نسب و شخصیت قوی بوده .

    نتیجه این می شود که شاه کم خرد به همسر خود خشم گرفته و اورا طرد می کند  و تصمیم می گیرد خلا او را با دختران زیبای دیگری پر کند . این موقعیت , فرصت مناسب را برای مردخای ( mordekhay )یک یهودی نزدیک به دربار خشایارشا فراهم می کند تا برادر زاده ( و بنا به برخی روایات دختر عمو ) ی خود را به نام هدسه به عنوان یکی از همسران شاه وارد دربار کند . مردخای هرگز بروز نداده بود که یک یهودی است . برادرزاده اش را هم به همین شکل , گمنام وارد دربار کرد .

    هدسه که بعدها به استر یعنی ستاره معروف شد کارش را خوب بلد بود . او قصه گوی خوبی بود و با همین توانایی شاه را مفتون خود کرد .

    در اثر نفوذ او بر ذهن شاه پستهای مملکتی یکی یکی به یهودیان داده می شد ( که البته از یهودی بودن آنها کسی خبر نداشت ) . در این میان هامان وزیر خشایارشا که برخلاف شاه فردی مدیر و شایسته بود به این جریان تغییر مدیران و افراد توصیه شده از طرف استر مشکوک شد .

    در اثر پیگیری های هامان مشخص شد که دسیسه چیست . گفت و گوی هامان با شاه در این رابطه و تاکید او بر از میان برداشتن این شبکه ی مافیایی قدرت به گوش استر رسید . استر پس از مشورت با مردخای به نزد شاه رفت و اعلام کرد که یهودی است و اگر شاه می خواهد سایر یهودیان را به سبب پنهان کردن عقیده ی اصلیشان بکشد باید او را هم در این مجازات شریک کند . ( پنهان کردن عقیده در ایران جرم محسوب می شد  , چرا که در کشوری که بنا به دستور بنیانگذارش کورش اندیشه و دین و مذهب کاملا آزاد بود دلیلی برای پنهان کاری نبود )

    عشوه و غمزه ی زنانه ی استر در شاه سست عنصر سخت کارگر افتاد  .

    برای به دست آوردن دل استر شاه برگه ای سفید را مهر کرد تا استر و مردخای هر فرمانی که می خواهند بر آن بنویسند . انها هم کوتاهی نکردند . حکم اعدام هامان و ۸ روز آزادی مطلق یهودیان بر آن کاغذ شوم نگاشته شد و هامان به همراه دهها هزار ایرانی بی گناه در آتش کینه ی یهودیان سوختند . یهودیان سلاح به دست به خانه های مردم حمله کرده و افراد بی دفاع و بی گناه را از دم تیغ می گذراندند .

    برخی روایات ۷۰ هزار و برخی تا ۱۰۰ هزار کشته برای این واقعه ذکر کرده اند . این در حالی بود که دربار هخامنشی سالها بود که به وصیت کورش بزرگ از خراج همین مردم ایران هزینه ی بازسازی معبد مقدس یهودیان را می داد و آنها از این پولها آنقدر دزدیدند که کار بازسازی حدود ۱۰۰ سال طول کشید . همین مردم ایران بودند که جنگیدند و بابل را تصرف کرده و یهودیان را از بردگی بابلیان نجات دادند و آنها را با سلام و صلوات به کشورشان بازگرداندند .

    از آن به بعد ما ایرانی ها هر سال روز ۱۳ فروردین را از خانه بیرون می رویم تا از کشته شدن در خانه بگریزیم و یهودیان تمامی نقاط دنیا همه ساله در این تاریخ جشن می گیرند و آدمک سمبل هامان را به آتش می کشند . نام این جشن پوریم است .

    برخلاف ما که از این داستان کاملا بی خبر مانده ایم یهودیان بخوبی آنرا می شناسند و با حرارت همه ساله جشنش را هم برگزار می کنند . جست و جو در اینترنت عکسهای این مراسم را به شما نشان خواهد داد . مضاف بر آنکه گویا اغلب نقاشان بزرگ دنیا در مورد این داستان دست کم یک تابلو کشیده اند ( مثل همین تابلوی بالا ) .

    مقبره ی استر و مردخای در شهر همدان زیارتگاه مهم یهودیان ایران است .

  • نوشته : محسن مجیدی
  • تاریخ: شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠
  • نظرات ()
  • از مته حفاری لاله دمیده

    • دسته بندی:

    بدون شرح!

     

     

     

  • نوشته : بابک قسیم
  • تاریخ: سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩
  • نظرات ()
  • کمرم شکست...

    • دسته بندی:

    آقا (شایدم خانم) حالا ما یک سال شده­­ ایم گرفتار این پایان نامه و مجال نوشتن و تزیین و اضافه کردن وزن وبلاگ را بر خود حرام کرده ایم! شما چرا بیکار می نشینید و مرا نگاه میکنید؟ (هر کس نداند فکر می کند آسمان دهان باز کرده و فقط یک پایان نامه نزول کرده آن هم راست افتاده در کاسه این!!!)

    جانم که شما باشید بار سنگین این پایان نامه کمر ما را تَرَکی بخشید درمان شدنی با نمره استاد و الافی و حواشی آن؛ اما آنچه تَرَک را منفجر می کند و کمر را می شکند خبر های ناگواری است که به گوش آدمی میرسد... از کدامش بگویم...

    از سقوط آن هواپیما روی چشمان گربه جانمان بگویم که به موت چند هموطن انجامید و آدمی را یاد آن بنده خدایی می اندازد که مُرد و بعد با مشت لگد از زیر زبانش کشیدند که چرا مرده و او هم گفت داشته است شیر میخورده؛ گفتندش شیر مسموم بود جواب آورد: «نخیر، گاو یهو نشست»... (اثرات پایان نامه است که هواپیما با گاو مرتبط می شود؛ خدا بدادمان برسد...)

    یا

    از فرهنگ سازی عده ای با دروغ برای پوووووول؟؟؟؟؟

    یادتان می آید؟ خودم زورکی یادم می آید که 2 قسمت از خاطره ی دزدیده شدن ما به صورت نا محسوس توسط کسانی که به آنها اعتماد کذایی داشتم و PRESENT شدن ما در خانه ای در همین نزدیکی، را برایتان گفتم! با دروغ می برندت، به بهانه ی کار، در اتاقی مبله شده که اثری از زندگی و صدق و صفا نیست می نشانندت و PRESENTت می کنند و اعصابت را شیری می کنند، و تو کسانی را آنجا می بینی که یکی از بهترینهایت بوده اند که به بهانه هایی فریبا نیشخند آمده اند کار کنند و پول در آورد؛ پول در آورند با دروغ، با بدبخت کردن زیرشاخه ها، با بازی کردن با اعصاب ملت و با ضربه زدن به اقتصاد پررونق اینجا! یک سال بعدش هم بفهمی آبرویشان رفته، هم جلوی خدا هم زن و بچه هم دوست و آشنا و دیگر اعتباری ندارند که با آن حتی دوستانشان به شان اعتماد کنند؛ دوستانی که تا قبل از آن به مویشان قسم می خوردند!

    و باز بفهمی که این جریان ادامه دارد به شکل وحشتناک ترش! به دروغ، به بهانه پروژه میبرندت 3 روز حبست می کنند و با سیب زمینی و ماکارونی و ماست شام و ناهارت را می دهند و از نظمی کاذب برایت رونمایی می کنند و مخت را حسابی شستشو می دهند! حال از تو میپرسند تصمیم با خودت شاید هم نپرسند و راست راست توی چشمانت که 3 روز است بسته شده نگاه کنند و بگویند برای شروع 8 میلیون باید بدهی و تو با کمال میل میدهی! با این 8 میلیون آبرویت، اعتبارت و گذشته ات را می دهی برای گرفتن آینده ای که فقط عده ای آن را دیده اند و سرابش را به تو نشان می دهند. پس از مدتی اگر چشمانت را باز کنی میبینی چاره ای نداری جز رفتن؛ باید بروی تا 8 میلیونی که از عرق پدر ستانده ای و  از اعتماد رفیق گرفته ای باز پس دهی و حداقل 2 نفر دیگر را کنی شبیه خودت! تصور کن تا کجا پیش می رود و چه کسانی سود می کنند و تو چقدر ضرر کرده ای.

    دوستان عزیزم، این را به همه بگویید و منتشر کنید که آنکه مرا برد و من از دستش فرار کردم بسی ضرر مالی کرد و بدتر از آن دیگر روی نگاه کردن در چشمان دوستش را ندارد! پس اگر کسی به شما زنگ زد که برایتان پروژه ای دارد  با تیمی از بچه های نفتی  که  روی آن کار میکنند و تو فقط 3 روز بیا برویم و کار را ببین، مطمئن باشید کارشان مزخرف است و دروغ است و کلک! با یک «نَه» کلک حقه اش را بکَنید! و بدانید کارشان هرمی است و شغلشان NETWORK MARKETING.

    آآآآآآآآی خداااااااااااااااااااااااااااااااا، چرا جهان سومی ها اینقدر بدبختند که حتی با مرزهای بسته هم مردمشان را استثمار میکنند؟؟؟؟

    راستی:

    سلام

  • نوشته : یاسر فلاح
  • تاریخ: یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩
  • نظرات ()
  • سرهنگ میخوریم ...

    سرهنگ میخوریم!

    سرباز صفر تحویل نمی گیریم!

    سلام. به همه تبریک میگم. تبریک فراوون! میدونم که همه تون خیلی خوشحال شدین و الان تو پوست خودتون نمی گنجیدنیشخند

    آره سربازیم تموم شده و در یک اتفاق بی سابقه روز تسویه حساب کارت پایان خدمتم رو بهم دادن.تعجب

    آره بالاخره سربازیم تموم شد و کارتم رو گرفتم ....هورا

  • نوشته : ایمان ظهوری
  • تاریخ: سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩
  • نظرات ()
  • شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ...

    شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

    فریبنده زاد و فریبا بمیرد

    شب مرگ تنها نشیند به موجی

    رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

    که خود در میان غزلها بمیرد

    گروهی بر آنند که این مرغ شیدا

    کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

    شب مرگ از بیم آنجا شتابد

    که از مرگ غافل شود تا بمیرد

    من این نکته گیرم که باور نکردم

    ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

    چو روزی ز آغوش دریا برآمد

    شبی هم در آغوش دریا بمیرد

    تو دریای من بودی آغوش باز کن

    که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

     

     

  • نوشته : ایمان ظهوری
  • تاریخ: جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩
  • نظرات ()
  • تولد "رصدآنلاین"

     

    سلام دوستان

    با همت چند تن از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت، وب‌سایت خبری تحلیلی نفت، گاز، انرژی با عنوان "رصدآنلاین" و آدرس زیر راه اندازی شد. لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق بخش نظرات همین پُست یا بخش تماس وب‌سایت به اشتراک بگذارید. همچنین علاقه‌مندان به فعالیت در حوزه‌های علمی و اجرایی وب‌سایت می‌توانند به روشهای فوق با مدیر وب‌سایت ارتباط برقرار کنند.


    www.rasadonline.com

     


    با آرزوی توفیقات روزافزون

     

  • نوشته : بابک قسیم
  • تاریخ: چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٩
  • نظرات ()
  • خماری...

    • دسته بندی:

     

    به به

    سلام حاج متی نامور. آقا چه عجب مفتخر کردید این تاریک خونه رو با نور پستتون منور فرمودین!  آقا راضی به زحمتتون نبودیم از راه دور متحمل دردسر بشین!! حاجی من که میدونم تاثیر نداره این پستا و سقلمه ها! این ملت 83 ای جون به جونشون کنی همونایین که حال نداشتن واحدا رو سرصبح بگیرن یا اگه میگرفتن درس استاد رو در حکم لالایی فرض میکردن و نوای دلنشین و شور انگیز خُر و پفشون فضای نمین کلاس رو پر میکرد! هنوز یادمه کلاس مطلب (به یاد شیخ الاسلام ، مسئول اسبق کتابفروشی) دکتر شهبازیان رو. یادش بخیر؛ توی سایت بودیم و کلاس هم راس ساعت 8 برگزار شد و ترم هم از اون ترمهای زوجی بود که کوتاهیش گرمای هوا رو جبران میکرد. این داستان مال وقتیه که هنوز وندایی کولر split نصب نکرده و بود و هوای خنک اتاق کنفرانس سایت با همون موتور تراکتورای کنار سایت تامین میشد. بــله، جناب دکتر داشتن درس میدادن و دوستان هم خمار و خسته از سر ناچاری گوش فرا داده بودن به حرفایی که یه کلمشو یادم نیست. یه لحظه که استاد رفت واسه تعویض اسلاید کلاس دچار یه سکوت ناگهانی شد. اما یه صدای عجیبی خواب رو از سر خیلیا گرفت:

    ویزززززززززززززززززززز

    ----------------------

    ویزززززززززززززززززززز

    ---------------------

    ویزززززززززززززززززززز

    دوره تناوب موج این صدا اونقدر منظم تکرار میشد که استاد فرمودن یکی بره این تهویه رو خاموش کنه که این صدا رو اعصابه...

    یکی رفت و خاموش کرد اما صدا در کمال نا باوری قطع نشد. یکی از دوستان به طرز عجیبی در حالی که در ردیف اول نشسته بود و همه فکر میکردن داره به دُر و گوهرای استاد گوش میده داشت خواب دیاپازون میدید. من که پشت سر ایشون نشسته بودم و صدای ایشون بنده رو از خماری شیرین دم صبح در آورده بود دستی رو شونش زدم و صدا رو قطع کردم. کلاس هم بعد از یه خنده جانانه دوباره رفت تو نشئگی... استاد هم پس از صدور دستور روشن نمودن تهویه به کار عبث خودش ادامه داد...

    بله داش متی. حالا شما میخوای اینا رو بیدار کنی که چی بشه؟؟

    بذار تو حال خودشون باشن

    با حق

     

  • نوشته : یاسر فلاح
  • تاریخ: دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩
  • نظرات ()
  • ؟!

    • دسته بندی:

    سلام

    آقا ضد حال یعنی همین! یعنی اینکه بیای به وبلاگ سر بزنی ببینی خبری نیست که نیست! انقدر همه مشغولن؟!!همه ازدواج کردن رفتن دنبال زندگیشون؟؟؟؟؟

    هر کسی زندس هنوز، بیاد یه مطلبی بذاره به قول حسن رهبران یه بوقی بزنه یه آماری از خودش و دور و وریاش بده ببینیم چه خبره تو این دنیا!!!چشمک

    مخلصیم........

  • نوشته : مهدی نامور
  • تاریخ: دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩
  • نظرات ()

  • put1383

    put1383

    http://put1383.persianblog.ir

    نفتی های 83 ای اهواز

    نفتی های 83 ای اهواز

    نفتی های 83 ای اهواز

    نفتی های 83 ای اهواز

    قالب پرشین بلاگ

    قالب پرشين بلاگ

    قالب وبلاگ

    Free Template Blog